خانه / کنترل سازمانی / انواع استراتژی‌های کنترل سازمانی

انواع استراتژی‌های کنترل سازمانی

کنترل چیست؟


غالب علمای مدیریت به اتفاق کنترل را یکی از وظایف اصلی مدیر برشمرده‌اند. «رابینز» در کنار برنامه‌ریزی، سازماندهی و رهبری، کنترل را یکی از وظایف مهم مدیر می‌داند. «فایول» نیز در تقسیم بندی خود از وظایف مدیر، کنترل را از اصلی‌ترین وظایف مدیریتی دانسته‌ است. اما کنترل به چه معناست؟

اگر بخواهیم خیلی ساده به این سوال پاسخ بدهیم کنترل عبارت است از: مقایسه عملیات پیش بینی شده با عملیات انجام شده. در فرآیند کنترل به ترتیب چهار عملیات صورت می‌گیرد:

  1. تعیین معیارها و ضوابط کنترل (بایدها)
  2. مقایسه نتایج عملکردها با معیارها و استاندارهای تعیین شده
  3. تشخیص میزان انحراف و بررسی علل بروز آن‌ها (تشخیص شکاف)
  4. تنظیم و اجرای برنامه ها و عملیات‌های اصلاحی ( وظیفه اصلی کنترل اصلاح است نه تنبیه و مجازات)

 مدیریت سازمان برای اعمال کنترل خود بر کارکنان، نیاز به الگو و رویکردی کلان دارد که ما از آن تحت عنوان استراتژی‌های کنترل سازمانی یاد می‌ کنیم. هر استراتژی کنترلی مناسب یک نوع سازمان است و بنا به کسب و کار، اندازه و همچنین بلوغ سازمان می‌تواند متفاوت باشد.

در اینجا پنج استراتژی کنترل سازمانی را نام برده و ویژگی‌های هریک را بر می‌شمریم:

استراتژی‌های کنترل سازمانی

استراتژی کنترل ساده:

  • نیازمند مداخله مستقیم و نوعی قدرت قانونی برای تحقق فرآیند کنترل
  • انجام راهنمایی‌های اولیه توسط سرپرستان، ارزیابی عملکرد و اقدامات انضباطی (پاداش یا تنبیه)
  • متکی بر قوت روابط بین سرپرستان و زیر دستان
  • عدم نیاز به نهادینه شدن کنترل و مشارکت فعالانه افراد
  • کارآمد در سازمان‌های کوچک

استراتژی کنترل فنی:

  • متکی به مداخله برخی ابزارهای علمی
  • جایگیزینی برای وجود سرپرست
  • عمومیت یافتن آن در دوران انتقلاب صنعتی
  • مشخص‌ شدن کارها توسط ماشین به جای اتکای به مدیر
  • انتقال پیام‌های مدیر از طریق ابزارها بیرونی و با واسطه
  • محدود کردن طرح سوال از سوی کارکنان و ایجاد مقاوت در برابر دستورات از سوی آنان
  • اثر بخشی بالا در زمان وسیع بودن حیطه‌ی نظارت مدیران، عملکرد کاری نسبتا تکراری و ضروری بودن پایش کلیه‌ی زیردستان از طریق مشاهده مستقیم

استراتژی کنترل بوروکراتیک:

  • استفاده از مقررات و رویه‌های بوروکراتیک برای استانداردسازی و کنترل رفتار کارکنان
  • متکی بر سیستم‌های قانونی
  • حضور همچنان سرپرستان ولی با زمان و تلاش کمتر

کنترل بوروکراتیک

استراتژی کنترل فرهنگی:

  • مناسب برای مواقع عدم وجود مقررات و ضوابط
  • تشویق کارکنان برای نهادینه نمودن ارزش‌های سازمانی
  • تقویت ارتباط همکاران با یکدیگر و ارتقا احساس تعهد به سازمان
  • یک رویکرد کنترلی نا محسوس
  • تمرکز کنترل، از ساختار بیرونی سازمان به سمت درون

استراتژی کنترل همگانی:

  • بسط یافته‌ی استراتژی کنترل فرهنگی
  • ارتقا احساس مالیکت و توانمندی در میان کارکنان
  • تلاش هماهنگ و همدل برای دستیابی به اهداف سازمان
  • تشویق به پاسخگویی و مسئولیت پذیر بودن در برابر اقدامات خود و همکارانشان
  • دست و پاگیر و دشوار بخاطر تاکید آن بر مشارکت کارکنان و توانمندسازی
  • قدرتمند‌ترین شکل کنترل سازمانی

 

مدیران باید با توجه به کسب و کار، اندازه و همچنین بلوغ سازمان خود، استراتژی کنترلی مناسب را شناسایی کرده و برای پیشبرد اهداف سازمانی، آن را به کار بگیرند.

درباره‌ی محمد رنجبر

محمد رنجبر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *